91/02/17
(( من نمی فهمم بزرگتری که بدون شکلک و شیرین زبونی و انواع ترفند های زبونی ، نمیتونه یه مفهوم بزرگو به یه نوزاد یا کودک حالی کنه ،چرا ادعای بزرگیش میشه؟
وقتی یه بچه از من مثلن میپرسه چرا آسمون آبیه ، علت اینکه نمی تونم براش توضیح بدم که علت واقعیش چیه یا اگه بگم با یه زبون خییلی ساده و تمثیلی سعی می کنم بهش بفهمونم، این نیست که من جوابو نمیدونم یا ای...نکه توانایی حرف زدن و گفتن منظورمو ندارم. بلکه علتش میزان درک و توانایی ذهنی و علم اون بچه ست! برای دونستن دلیل واقعی اینکه چرا آسمون آبیه کلی مقدمه و دانایی راجع به چیزهای دیگه مثل خورشید،نو،طیف های نور و فرکانس هایی که ازش ساتع میشه،معنی ساتع شدن و ...... باید داشته باشه . اما ذهنش،سنش، علمش، تواناییش به دونستن این چیزا قد نمیده. به خاطر همینه که تو کودکی هیچوقت نمیتونه علت حیقی آبی بودن آسمونو درک کنه(هرچند خودش اینو نمیدونه و احتمالن با جوابای کودکانه قانع میشه-اما یه وختی ام هست که شاید قانع نشه و یه طورایی بفهمه طرف بهش درس و راستشو نمیگه و به خاطر همین فکر میکنه که اون بزرگتر جواب اون سوالشو نمیدونه یا حتا اصلن جوابی برای سوالش وجود نداره ، در حالیکه میدونه و جوابی وجود داره اما علم اون به فهمیدنش قد نمیده)
ذهن آدمیزاد تو ساختن سوال هیچ محدودیتی نداره و توانایی ساختن پیچیده ترین سوالا رو داره، اما مسئله اینه که قد فهم و علمش به درک جواب همون سوال بزرگی که همون ذهن ساخته نمیرسه!))
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزی که جمال دلبرم دیده شود
از فرق سرم،تا به قدم، دیده شود
تا من به هزار دیده رویش نگرم
آری به دو دیده دوست کم دیده شود...
